اهلیتِ سیال: بازخوانی فقهیِ تمییز کودک در پرتو نسبیت موضوعی و حدیث رفع قلم

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

گروه فقه و اصول، دانشگاه مجازی المصطفی ، قم ، ایران

چکیده

مفهوم «تمییز» در فقه اسلامی، به‌رغم نقش بنیادینش در تعیین گسترهٔ اهلیت کودک نابالغ، غالباً با معیاری صلب و سنّی تعریف شده است؛ گویی کودک با عبور از آستانه‌ای مشخص (هفت‌سالگی) به‌یک‌باره از جرگهٔ «غیر ممیّز» خارج و به «ممیّز» بدل می‌گردد. پژوهش حاضر با نقد این رویکرد، از نظریه‌ای دفاع می‌کند که می‌توان آن را «اهلیت سیال» نام نهاد. بر پایهٔ این نظریه، تمییز نه در سنّی معیّن، بلکه به‌صورت فرایندی تدریجی و کاملاً موضوع‌محور محقق می‌شود؛ چنان‌که ممیّز در نماز با ممیّز در بیع یا اقرار یکسان نیست. نوشتار پیش‌رو، با تکیه بر آیات قرآن کریم (به‌ویژه آیهٔ ابتلای یتامیٰ)، سنت شریف (از جمله روایت «سه هفت‌سال» و روایت سرقت کودک) و قواعد فقهی، نشان می‌دهد که کودک ممیّز، برخلاف تصوّر رایج، نه مطلقاً مکلَّف است و نه مطلقاً محجور. وی در میانهٔ طیفی قرار دارد که یک سوی آن «حجر مطلق» و سوی دیگرش «تکلیف کامل» است. در این میانه، حدیث شریف «رفع قلم» نیز نه به‌معنای نفیِ مطلقِ اهلیت، بلکه به‌معنای نفیِ الزام و مؤاخذه از کودکی است که اهلیت او متناسب با هر موضوع، در حال شکل‌گیری و «سیلان» است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی بوده و از «روش ترکیبی» برای تجمیع داده‌ها و استنتاج بهره گرفته شده است.

کلیدواژه‌ها