دانشکده فقه و اصول، دانشگاه فقه و اصول دانشگاه بینالمللی مجازی المصطفی، قم، ایران
چکیده
پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) و بسته شدن راه مستقیم دریافت سنت، خصوصا پس از پیشامد مسائل جدید که حکم شرعی آن قابل برداشت نبود، به تدریج مکاتب و قواعد گوناگون فقهی ساخته شد، که حاکمان با انحصار آن در چهار مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی توقع داشتند تا فقهای این مذاهب پایه های حکومت ایشان را محکم کنند و آنان را به یکی از اهرمهای حکومتی و تقریباً به یک ماشین صدور فتواء برای دولت تبدیل نمایند. در این میان مکتب فقهی اهل بیت که از همان ابتدای رحلت پیامبر، آموزههای فقهی خود را به صورت زنجیرهای از امامان شیعه میگرفت، به سبب؛ توانمندی، انفتاح باب اجتهاد، پاسخگویی درخور آن به نیازهاى جدید و حریّت فقهای آن در برابر حاکمان ظالم پیشتاز بود. پایداری شیعه مرهون نقشآفرینی فقه آن در تحولات جهان اسلام میباشد. آنچه پیش از همه تطور علمی و اجتهادی فقه شیعه را در قرنهای مختلف تقویت و پیشبرده است، تلاش علما و فقهای شیعه در علمآموزی، تعلیم و تألیف بوده است؛ اما انگیزههایی که باعث میشد فقها در برخی ادوار تلاش متمایزی نمایند و قلمرو تعلیم و تعلم و دایره تصانیف را توسعه دهند، معمولاً فراتر از جاذبه و تاثیر شخصیت فقها، بلکه متناسب با فرصت های جدید مثل نیاز حکومت ها و جامعه شکل گرفته است. از اینرو پاسخگویی فقه، باعث زایش فقه گردیده و مطالبه جامعه، اولویت فقه را تغییر داده است. چنانکه در دوره کنونی، مختصات فقه شیعه رشد و ارتقا پیدا کرده و به اجتهاد تمدنساز نزدیک شده است.